{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحها که لبخند میزنی

صبحها که لبخند میزنی
خورشید گرم میشود
به وقت طلوع نگاهت ..
تو همان عاشقانه ای
که عطر بهار نارنج
میان گیسوانت پیچیده!!
باد هم بوسه های
نشانده برلبش را
روی موهای توبند میکند
میبینی
دوست داشتنت کلافی
پیچ در پیچ است ...


#محمد_پریش
دیدگاه ها (۱)

تویی ڪه نمیشناسمت...شاید از تبار رودےخروشان،زنده،پویا،ولی من...

ای آخرین دریچهٔ زندان عمر من!ای واپسین خیال شبح وار سایه رنگ...

‌می‌گویم‌: «دوستت دارم»می‌شکفی،گلهای باغچه تقلید می‌کنندخدا ...

بازی خطرناکپارت : ۳۵ غروب آرام‌آرام جای خودش را به شب می‌داد...

پارت بیستم ویکسه هفته بعدزایمان سخت بود. آت شانزده ساعت درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط