{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم کافی شاپ ، دیدم همه با دوست دخترا شون نشستن .

امروز رفتم کافی شاپ ، دیدم همه با دوست دخترا شون نشستن .
منم که تنها بودم ، راستشو بخوای حسودیم شد.
گوشیمو الکی گرفتم در گوشم ، داد زدم : بدبخت بیا خواهر تو ببین ، تو کافی شاپ کنار یه پسره نشسته .
یه دفعه دیدم همه ی دخترا فرار کردن ............
آی دلم حال کردم ، دلم خنک شد !!!
:|
دیدگاه ها (۲)

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

#برادر ناتنی من

____[The Forbidden Crossing]____

رمان تو خود منی

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

برده عمارت جئون

سرنوشت پارت(۱۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط