{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ²⁰

Part ²⁰

تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....
چرا اون اینجاست
اینجا چی میخواد
برای چی اومده
از دوستای جونگکوکه؟
چیکار باید بکنم
دلم میخواد فرار کنم
اومد داخل
پسره نزدیکم شد
دستشو دراز کرد
بگیرم؟نگیرم؟
دستشو گرفتم نزدیکم شد
و تو گوشم پچ پچ کرد
بدنم یخ کرده بود
همینطوری خشک مونده بودم
دلم میخواست فرار کنم
قایم بشم
میترسیدم

کوک وی
روی صندلی نشسته بودم
نگرانی از چشمای ات می‌بارید
خشکش زده بود و تکون نمی‌خورد
یعنی چی گفت در گوشش؟
وای اصلا به من چه
چرا باید بدونم
چرا باید برام مهم باچه

کوک:بیب بیا اینجا (دستاشو به عنوان بغل باز کرد )

وای بی اختیار گفتم
دست خودم نبود
چرا همچین حرفی زدم
در کمال ناباوری
بجای اینکه ات برینه بهم
سرشو انداخت پایین و اومد تو بغلم نشست

ات: هیچی نپرس بهت توضیح نمی‌دم تو هیچکس من نیستی

بنظرتون چه اتفاقی افتاده ؟؟؟

شرط پارت بعد
لایک ³⁰
کامنت ³⁰
دیدگاه ها (۴۶)

Part ²¹ پاهاشو تکون میداد هرچیزی جلو دستش میومد می‌گرفت و با...

Part ²²با اون حرفی که زد الان همراه من می‌ره اونجا؟دستمو میگ...

Part ¹⁹#نگاهم بی‌اختیار روی تک‌تکِ جزئیات وجودش می‌لغزید انگ...

Part ¹⁸کوک وارد شد کوک: شوخی کردم کوچو.....حرفش قطع کرد بهتر...

#چرا -منPART 11آجوما ارباب خانم... خانم .. تو عمارت نیستنکوک...

نفرتی به نام عشقپارت:۳۱ات، پاشد. از دست کوک گرفت و سعی کرد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط