{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»

شیطان لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»

پاسخ داد: «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»

پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»

گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام.»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟!»

پاسخ داد:
«هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»
💞 💞 💞

@d_f ✍ 💞
دیدگاه ها (۱)

ای #ساربان آهسته رو ...💞 کآرام جانم #میرود وآن دل که با خود ...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقینم...

می بوسمــــــــــت ...می نشانمـــــت پای داربســـــت دلتنگھا...

شـــــب است و در سکوت شب نشسته‌ام. به خاطـــــرت. . . و...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

عشق بی ثمرپارت 1__________سوا ویو:دخترک، مانند هرشب، بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط