{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی..

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی..

خواندی؟

بغض کردم که ببینی و بمانی..

ماندی؟

آرزو داشتم این بار... به تو تکیه کنم

پیشِ من باشی و بر شانه ی تو گریه کنم

پیش من باشی و جز تو، به جهنم برود

اصلا از حافظه ام عالم و آدم برود

آمدم از نفَست کام بگیرم اما...

لحظه ای با لبت آرام بگیرم اما...

جای اسمت به سه تا نقطه رسیدم

ای وای...
دیدگاه ها (۵)

دلتــــــــــنگـــــــی هاگاه از جنس اشــکند ....و گاه از جن...

گاهـــــی " دلت " ... از سن و ســـــالت مـــــی گیر...

در خیالم با منی ، اما تو یار دیگریفصل سرد حال من ، اما بهار ...

بگو که عاشقم هستی، دلم تکرار میخواهد برای باتو بودنها ، دلم ...

پارت ششم

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط