{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سخترین لحظات زنده بودن

در سخترین لحظات زنده بودن
وقتی دیدم دست هایی نیست که دستم را بگیرد....و
شانه هایی نیست برای تکیه کردن...
فاتحه ای برای این دنیا خواندم
پاکت سیگارم را برداشتم و دوباره بلند شدم.....
#دلنوشته
دیدگاه ها (۱)

اگر میتوانستم چیزی را از کودکی با خود بیاورم نگاه کودکانه ام...

#بی_براری

Fate

#قمار_سرنوشت پارت¹²ویو لونا از ماشین پیاده شدم و رفتم تو عما...

پارت بیست و دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط