بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست نودسه🍷🔪
_یکی از بچه ها متاسفانه از دست دادین
مات شدم
یعنی چی بچه رو از دست داده بودم
ولی
مادرش مهم تر بود ..
بعدا میتونستیم بچه دار بشیم
دوباره گفتم
+منظورتون از اینکه حال زنم بده چیه
زنم خوبه میدونم خوبه
_بچه تو دستگاه میمونه این مدت..زنتون احتمالا بره تو کما
مات شدم ...
باورم نمیشد به گوشام شک کردم
زنم بره کما انگار دنیا دور سرم می چرخید ...
امکان نداشت کما ...
انگار خواب می دیدم کاش یکی منو بیدار می کرد
دلم می خواست بغلش کنم بوو کنم موهاشو بگم صبح بخیر اینا همش دروغ باشه ....
دلم تنگ دستای کوچیکش بود حق اون نبود حق منم نبود ...
فقط دلم بغلشو می خواست ...
دلم خودشو می خواست
مات پرستار بودم
شلام بچه ها سه پارت تقدیم نگاهتون حمایتا بره بالا نکه نمیزارم دیگ🥺
پارت دویست نودسه🍷🔪
_یکی از بچه ها متاسفانه از دست دادین
مات شدم
یعنی چی بچه رو از دست داده بودم
ولی
مادرش مهم تر بود ..
بعدا میتونستیم بچه دار بشیم
دوباره گفتم
+منظورتون از اینکه حال زنم بده چیه
زنم خوبه میدونم خوبه
_بچه تو دستگاه میمونه این مدت..زنتون احتمالا بره تو کما
مات شدم ...
باورم نمیشد به گوشام شک کردم
زنم بره کما انگار دنیا دور سرم می چرخید ...
امکان نداشت کما ...
انگار خواب می دیدم کاش یکی منو بیدار می کرد
دلم می خواست بغلش کنم بوو کنم موهاشو بگم صبح بخیر اینا همش دروغ باشه ....
دلم تنگ دستای کوچیکش بود حق اون نبود حق منم نبود ...
فقط دلم بغلشو می خواست ...
دلم خودشو می خواست
مات پرستار بودم
شلام بچه ها سه پارت تقدیم نگاهتون حمایتا بره بالا نکه نمیزارم دیگ🥺
- ۷.۸k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط