{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زلزله و عشق خبر کس ندهد

از زلزله و عشق خبر کس ندهد

آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱۰)

چه دشوار است سر بر شانه ی ِ دیوار بگذارمبلرزد دستم از گریه، ...

ما قول های زیادی به هم داده بودیم ، مثلا قول داده بودی چشم ه...

برگشته ای که سبزکنی شالی مرا پایان دهی زمان بداقبالی مرا برگ...

دل ز تن بردی و در جانی هنوز دردها دادی و درمانی هنوز آشکارا ...

شده طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟شده صد بار تو خواهش بکنی، رو ...

آن چند ثانیه…وقتی گوینده خبر را خواند،و زمان برای لحظه‌ای ای...

سر بام بلند رفتی و فریاد کشیدیصد روز سیاه من خبر دار شدیاز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط