{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
تا دارمت نگاه به مردم نمی کنم

در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق
حتی به جان خویش ترحم نمی کنم

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود
هرگز به این بهار تبسم نمی کنم

من در بهشت عشق تو آدم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی کنم

ای بهترین بهانه برای نمردنم
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
دیدگاه ها (۲)

زن ها از عــآدی شـدن،،، از تکــراری شدن!!از مثـل روز اول نبـ...

در فشارهای زندگی ....... اندوهگین نشو !!شاید ...

به شادی معتاد شوید!آنقدر تمرین کنیدوجود وافکارتان راازآنچهبا...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

آن پیچکهای یاغی

AR-Lp 36

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

سناریو تهیونگ

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط