{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …

تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …
یهو یه دختر خیلی خوشگل و خوشتیپ اومد گفت:
“شما تنها هستین؟ ”
فاز عشوه و غمناک ابی و داریوش گرفتم!!
گفتم خیلی وقته تنهااااااااااااام ))-:
گفت خوب من این صندلی رو ببرم اون ور صندلی کمه |:
نابودم کرد ینی
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت ۳۰

استاد من ۲

مافیای من

star key ring:4

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

I'm not jealous part 33نگاهی به وضع بار انداختم ایا واقعا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط