شب قدر است امشب مست مستم ای خدا با تو

شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو
شدم تا مست دانستم که هستم ای خدا باتو
در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم
تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو
خواه از من که هرگز راه عقل و عافیت پویم
که من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو
دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از کویت
چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو
سر از خاک زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم
ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو
تو هر جا جلوه کردی من تو را دیدم پرستیدم
به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا با تو

الــــــتــمـاس دعــــــا
دیدگاه ها (۱۱)

چه شب هایی که پرپر شد چه روزانی که شب کردمنه عبرت را فراخوان...

ای که از صورت خونین تو غم ریخته استبا تماشای تو یکباره دلم ر...

به کلینیکِ خدا رفتم . . . . تاچکاپِ همیشگی را انجام دهم. فهم...

یک نفر هست که شیدای دل خویش شده خرقه ی عشق به تن کرده و دروی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط