{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما آدمهای دقیقه نودیم

ما آدم‌های دقیقه نوَدیم.
دقیقه نود یادمان می‌افتد
چقدر کسی را
دوست داریم، دقیقه نود یادمان می‌افتد
چقدر چیزی را می‌خواهیم،
دقیقه نود یادمان می‌افتد
چقدر فرصت برای لبخند داشتیم
و دقیقه نود یادمان می‌افتد که
باید زندڪَی ڪنیم.
ما آدم‌های دقیقه نودیم.
آدمِ رابطه‌ها و واڪنش‌های بی‌موقع.
آدم‌ِ چای‌های در آستانه‌ی سرد شدن
و اتفاقات و حرف‌هایی که دیگر به کار نمی‌آیند.
ما آدم‌های دقیقه نودیم
و عادت ڪرده‌ایم تحت فشار،
دست به ڪار شویم
و در آخرین ثانیه‌های ممڪن اقدام ڪنیم،
هرچند که مطلقاً برای هر تصمیم و واکنشی
دیر شده‌باشد.
دیدگاه ها (۰)

ڪَلهای سرخ را توی چمدانم ڪاشتمباران را توی حنجره ام...پرنده ...

آدمی که بخواد بره میره .سرتم جلوش بزنی اون باز میره ! ولی آد...

سرد و سنگین بیایی اگر،چاره چیست؟جز اینکه با تمام شاخه‌هایم ش...

نمی دانم ڪجای جهانی.!!!نمی دانم ابرهای سپید آسمانت چند روز ،...

Who would have thought I would fall in love with the mafia ? « part ۱۶ »

پارت ۲۹ :فداکاری چند دقیقه بعد:مشت های مایکی وحشیانه به صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط