Stubborn roommate
Stubborn roommate
part5
ویوجونگ کوک
ابرومو دادم بلا و پرسیدم
_تعریف بود
+خیر
_ممنون
+خواهش
_درد
+کوفت
_مرض
جفتمون بهم نگاه کردیم و بلند خندیدیم
+اقای اخمو پس بلده بخنده
_من اخمو نیستم
+هستی
_نه
+اره
_نه
+اره
کل کلمون همینجور ادامه داشت
اشک لیندا در اومده بود از خنده
_خانم لی خوبی؟
+بله خوبم کوکی_چیز اقای جئون
بهش نگاه کردم خندم گرفته بود ولی تعجبم کرده بودم.
چون فقط مادرم کوکی صدام میکرد.
+الو اقای جئون
به خودم اومدم
_بله؟
+چیزی شده؟
_نه
خونه ساکت شد.
یهو جیغ لیندا بلند شد
داشت پاشو میکوبید زمین و میگفت
+گشنمهههههههه
خندیدم
+نخند
_نخندیدم
+خندیدی
_نه
+اره
_نه
+اره
همینجور ادامه دادیم که دستام رو بردم بالا
_تسلیم
+یس خودشه
_ها؟
+هیچی
رفت تو اشپز خونه که شام درست کنه کیمچی و رامن درست کرد
داشتیم میخوردیم دیدم کیمچی نمیخوره
_چرا کیمچی نمیخوری؟
+دوست ندارم کیمچی
_اها..اوکی
part5
ویوجونگ کوک
ابرومو دادم بلا و پرسیدم
_تعریف بود
+خیر
_ممنون
+خواهش
_درد
+کوفت
_مرض
جفتمون بهم نگاه کردیم و بلند خندیدیم
+اقای اخمو پس بلده بخنده
_من اخمو نیستم
+هستی
_نه
+اره
_نه
+اره
کل کلمون همینجور ادامه داشت
اشک لیندا در اومده بود از خنده
_خانم لی خوبی؟
+بله خوبم کوکی_چیز اقای جئون
بهش نگاه کردم خندم گرفته بود ولی تعجبم کرده بودم.
چون فقط مادرم کوکی صدام میکرد.
+الو اقای جئون
به خودم اومدم
_بله؟
+چیزی شده؟
_نه
خونه ساکت شد.
یهو جیغ لیندا بلند شد
داشت پاشو میکوبید زمین و میگفت
+گشنمهههههههه
خندیدم
+نخند
_نخندیدم
+خندیدی
_نه
+اره
_نه
+اره
همینجور ادامه دادیم که دستام رو بردم بالا
_تسلیم
+یس خودشه
_ها؟
+هیچی
رفت تو اشپز خونه که شام درست کنه کیمچی و رامن درست کرد
داشتیم میخوردیم دیدم کیمچی نمیخوره
_چرا کیمچی نمیخوری؟
+دوست ندارم کیمچی
_اها..اوکی
- ۶۵
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط