Stubborn roommate
Stubborn roommate
part4
ویولیندا
صدای پچ پچ مردم بلند شد
بوراک گفت
_چرا؟
جونگ کوک با جدیت
_چون شرکت محل کاره نه عشق و عاشقی
همه گفتن چشم
رفتم سر میزم که یونا اومد
_خانم لی لیندا اقای رئیس گفتن بیاین اتاقشون
+چشم
رفتم داخل اتاق
در زدم.
تق..
تق..
تق..
_بفرمایید
درو باز کردم
+بله؟ کاری داشتید!
_میخواستم بگم شب داخل خونه درباره سندا حرف میزنیم
+باووشههه
ساعت ۲۱:۳۳
+بلاخره کاررررر تموممممممم
رفتم سوار ماشین شدم رسیدم خونه جونگ کوک هم ۵ دقیقه بعد اومد
_سلام
+سلام
رفتیم جوفتمون لباس عوض کردیم
_خب بیاین بشینین حرف بزنیم
+اره حرف درباره سند
_بله
+یک نفر یه خونه رو به دو نفر فروخته
_اسم مالک خونه چیه
+برای من جیلا
_برای من جینا
یهو هر دو گفتیم
+این دوتا خواهرن
_این دوتا خواهرن
بعد جفتمون خندیدیم
+نخند
_نخندیدم
+خندیدی
_نه
+اره
_نه
+اره
هردو خندیدیم از کل کلمون
+دیوونه
_ممنون
+خواهشمندم
part4
ویولیندا
صدای پچ پچ مردم بلند شد
بوراک گفت
_چرا؟
جونگ کوک با جدیت
_چون شرکت محل کاره نه عشق و عاشقی
همه گفتن چشم
رفتم سر میزم که یونا اومد
_خانم لی لیندا اقای رئیس گفتن بیاین اتاقشون
+چشم
رفتم داخل اتاق
در زدم.
تق..
تق..
تق..
_بفرمایید
درو باز کردم
+بله؟ کاری داشتید!
_میخواستم بگم شب داخل خونه درباره سندا حرف میزنیم
+باووشههه
ساعت ۲۱:۳۳
+بلاخره کاررررر تموممممممم
رفتم سوار ماشین شدم رسیدم خونه جونگ کوک هم ۵ دقیقه بعد اومد
_سلام
+سلام
رفتیم جوفتمون لباس عوض کردیم
_خب بیاین بشینین حرف بزنیم
+اره حرف درباره سند
_بله
+یک نفر یه خونه رو به دو نفر فروخته
_اسم مالک خونه چیه
+برای من جیلا
_برای من جینا
یهو هر دو گفتیم
+این دوتا خواهرن
_این دوتا خواهرن
بعد جفتمون خندیدیم
+نخند
_نخندیدم
+خندیدی
_نه
+اره
_نه
+اره
هردو خندیدیم از کل کلمون
+دیوونه
_ممنون
+خواهشمندم
- ۴۷
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط