{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه دارید و .....

وقتی بچه دارید و .....
----------------------------------------------------
+تِها!مامانی بیا ناهارتو بدم بخور
÷باته مامانی(باشه مامانی)

آت و تِها ناهارشون و خوردن و کلی با اسباب بازی های دخترش بازی کردن و آت شام و درست کرد که منتظر تهیونگ بودن..
÷مامانی؟ بابایی کی ماد(بابایی که میاد)
+ا.الان..
صدای کلید اومد...و تِها دوید سمت در..
÷بابایییی
-سلام عشق بابایی‌‌
+سلام ته ته
-سلام عمرم(پیشونیشو بوسید)
+بیاید بریم شام..
-من یه دوش بگیرم،کت شلوارمم بشور..
+باشه..

آت رفت و جیب های شلوار ته و چک کرد چیزی نبود و انداخت ماشین لباسشویی..ولی یادش رفت که جیب کت‌شو و چک کنه...ته از حموم اومد..

-ات،برگه رو کجا گذاشتی؟(از اتاق میگه)
+کدوم برگه؟
-تو جیب کتم بود...

وای نه نه نههههههههه رفت سریع دکمه خاموش و زد..ولی چه فایده؟ لباسشویی کار کرده بود و برگه نابود شده بود...

+ت.ته.یونگ!
-جانم؟
+م.من هق...برگه رو ندیدم..و همراه کتت انداختمش ماشین لباسشویی...
-تو.تو چیکار کردی؟(اروم)چه غلطی کردی؟(داد)
+ته..هق.ته هق ب.بخدا من.هق ندیدمش(گریه)
-برای چی به لوازم من دست میزنی؟؟ هان(عربده)

+ت.تهیو...

حرفم با سوزش گونه م قطع شد...
+ا.الان کارت به جایی رسیده که رو من دست بلند کنی؟؟(اروم)

-.. گمشو از جلو چشم...
دیدگاه ها (۴)

وقتی بچه دارید و .....--------------------------------------...

سناریو جونگکوک

سناریو جونگکوک

ازدواج اجباری پارت ۸ته: ات ببین ما باید برای اینکه کسی نتونه...

Love in the dark⑤⑤چند لحظه نگاهم به رفتنش موند بعد بی‌اختیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط