پارت اخر
پارت 20 اخر
در ذهن جونکوک : انیارو بردم داخل بیمارستان ک انیا درد شدیدی داشت دکتر از اتاق اومد
جونکوک : دکتر زنم چیشد
دکتر: خانمتون حالش خوبه و بچتون جنسیتش پسر و دختر هستش
جونکوک : ممنون میتونم ببینمشون
دکتر : اره میتونین
جونکوک: انی حالت خوبه
انیا : من حالم خوبه بچه چطوره
جونکوک : خب اوناهم خوبن
انیا : مگه من دوقلو باردارم
جونکوک : اره عشقم یکی دختر و یکی پسر
انیا : واقعاااااااا
جونکوک : اره عزیزدلم بیا بقلم
ویو انیا ::
من جونکوک رو بقل کردم 10 سال از اون ماجرا می گذشت یونا خودکشی کرده بود و منو جونکوک با بچهامون زندگیه خوبی داشتیم و جونکوک بهم گفت ک اول مافیا بوده ولی الان به خاطر بچه ها ول کرده بود ............ تمام
¥___________¥
رمان بعدی از جیهوپ 😇
لطفا حمایتتت کنید🙏🥺🌸💗🐰😊👋
در ذهن جونکوک : انیارو بردم داخل بیمارستان ک انیا درد شدیدی داشت دکتر از اتاق اومد
جونکوک : دکتر زنم چیشد
دکتر: خانمتون حالش خوبه و بچتون جنسیتش پسر و دختر هستش
جونکوک : ممنون میتونم ببینمشون
دکتر : اره میتونین
جونکوک: انی حالت خوبه
انیا : من حالم خوبه بچه چطوره
جونکوک : خب اوناهم خوبن
انیا : مگه من دوقلو باردارم
جونکوک : اره عشقم یکی دختر و یکی پسر
انیا : واقعاااااااا
جونکوک : اره عزیزدلم بیا بقلم
ویو انیا ::
من جونکوک رو بقل کردم 10 سال از اون ماجرا می گذشت یونا خودکشی کرده بود و منو جونکوک با بچهامون زندگیه خوبی داشتیم و جونکوک بهم گفت ک اول مافیا بوده ولی الان به خاطر بچه ها ول کرده بود ............ تمام
¥___________¥
رمان بعدی از جیهوپ 😇
لطفا حمایتتت کنید🙏🥺🌸💗🐰😊👋
- ۳۴
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط