پارت
پارت 18
جونکوک : لج نکن دیگ عشقم خدافظ
انیا : خدافظ
در ذهن جونکوک : رفتم پیش یونا توی ی سالن قرار داشتیم نمیدونم چرا اینجا
یونا : سلام خوش اومدی عشقم
جونکوک: عشقمو و درد چی میخوای
یونا : خب نزاشتی بگم باش
جونکوک : چی میخوای بگی
یونا : اگ میخوای انیا زنده بمونه باید یک هفته بمونی پیش من
جونکوک: من بمیرمم اینکارو نمیکنم فهمیدی
یونا : باشه خودانی.....بیارینش
در ذهن جونکوک : یونا ی نفرایی رو صدا زد ک انیا بیهوش تو دست های اونا بود
جونکوک : یونا چیکار میکنی ولش کن
یونا : بهت گفتم ک خودت این راهو انتخاب کردی
جونکوک : انیا رو ولش کن گفتم
یونا : نه چرا باید این کارو انجام بدم ....الان وقتشه
جونکوک : نه نه اینکار.......
♡¤♡¤♡¤♡¤♡¤♡¤♡
ادامه در پارت 19
🥺😇👋
جونکوک : لج نکن دیگ عشقم خدافظ
انیا : خدافظ
در ذهن جونکوک : رفتم پیش یونا توی ی سالن قرار داشتیم نمیدونم چرا اینجا
یونا : سلام خوش اومدی عشقم
جونکوک: عشقمو و درد چی میخوای
یونا : خب نزاشتی بگم باش
جونکوک : چی میخوای بگی
یونا : اگ میخوای انیا زنده بمونه باید یک هفته بمونی پیش من
جونکوک: من بمیرمم اینکارو نمیکنم فهمیدی
یونا : باشه خودانی.....بیارینش
در ذهن جونکوک : یونا ی نفرایی رو صدا زد ک انیا بیهوش تو دست های اونا بود
جونکوک : یونا چیکار میکنی ولش کن
یونا : بهت گفتم ک خودت این راهو انتخاب کردی
جونکوک : انیا رو ولش کن گفتم
یونا : نه چرا باید این کارو انجام بدم ....الان وقتشه
جونکوک : نه نه اینکار.......
♡¤♡¤♡¤♡¤♡¤♡¤♡
ادامه در پارت 19
🥺😇👋
- ۴۹
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط