{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 19

+ : یونا دستور داد به انیا شلیک شلیک کنن ولی جونکوک نذاشتو خودشو انداخت و تیر به دستش خورد

یونا : جونکوککک چرا اینکارو کردی زود باشین زنگ بزنین به آمبولانس
جونکوک : بهت هشدار دادم یونا ..... ایییی
+ : آمبولانس اومد و جونکوک رو بردن بیمارستان و دستش رو پانسمان کردن

جونکو‌ک : انیا کجاست!؟
یونا : تو باید الان به فکر خودت باشی
جونکوک : گفتم کجاست
یونا : باشه باشه اروم باش توی ماشینه
جونکوک : باید برم پیشش
یونا : بنظرم نرو
جونکوک : از تو نظر خواستم
یونا : باشه هر جور راحتی

در ذهن جونکوک : رفتم پیش ماشین دیدم ی نفرهایی دارن انیا رو کتک میزنن
جونکوک : ولش کنین گفتم بهش دست نزنین
انیا : ایییییییییییییی شکممممم
جونکوک.......

☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆▪︎☆

ادامه در پارت 20
😊😗👋
دیدگاه ها (۰)

پارت 20 اخردر ذهن جونکوک : انیارو بردم داخل بیمارستان ک انیا...

پارت 18جونکوک : لج نکن دیگ عشقم خدافظانیا : خدافظ در ذهن جون...

پارت 17در ذهن جونکوک : تنش کردم بعد بلندش کردم بردم سر میز ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط