پارت ۳

پارت ۳
آکوتاگاوا
...............
_بخاطر کارت مجبورم بکشمت
_اشکالی نداره
_چطوری اینقدر خوشحالی وقتی قراره بمیری؟
_چون قراره به دست عشق زندگیم کشته بشم..
_این خوشحالی داره؟
_اوممممم...آره
دهنش رو باز کرد تا بگه راشومون ولی نمیتونست ...... اونجا بود که برای اولین بار گریه اکوتاگاوا رو دیدی
_ه..هی اشکالی نداره اگه تو نمیتونی منو بکشی....
یه چاقو از جیبت در اوردی.....
_خودم خودمو میکشم..
و بعد چاقو رو فرو کردی...
_نههه ا.ت دووم بیار تو نیاید بمیری نهه
ولی دیر شده بود ا.ت رفته بود ..... یه هفته بعد جنازه اکوتاگاوا رو هم پیدا کردن با یه خنجر تو قلبش....
دیدگاه ها (۰)

سناریو بونتن پارت۸

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

stolen

P25کراواتش رو مرتب کرد و نگاهی به سر و وضعش انداخت،جینا همان...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

متیو و دختری از جنس دریا p3

چند پارتی(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط