{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو جان

بانو جان
راه که می روی
عطر تنت از ناکجا به پنجره اتاقم می رسد
بالا می آید و خودش را
در دل و جانم جا می دهد
میزنم به خیابان
هی صدا میزنم
بانو جان؟
تمام شهر دهان می شوند
صدایت می زنند
تمام در و پنجره ها چشم می شوند
دنبالت می گردند
دیوانه می شوم
می دانم که همین حوالی دامن تکانده ای
گیسو به باد داده ای
رخ تاباندی به آسمان
وگرنه دلم انقدر دستپاچه نمی شد
آرام تر بانو
دل بردن رسم و رسوم دارد
دل که می بری باید دل بگذاری
تمام من را به دستت گرفته ای
و می چرخانی اش در شهر،
راه می افتم به دنبال خودم
بانو
دل بده به واژه هایم...!!
دیدگاه ها (۲۴)

.لبانت قند مصری،گونه‌هایت سیب لبنان راروایت می‌کندچشمانت آهو...

هر شب وقت دلتنگیمن و تو تمام کافه های شهر را قرق می کنیمتو ج...

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت٬ ...

نیشخندی زد و گفت: مگر این معشوقه ، دلبری میداند؟ مگر این چاد...

مگر این معشوقه دلبری می داند؟مگر این چادری عهد قجر عشوه هم م...

مگر این معشوقه دلبری می داند؟مگر این چادری عهد قجر عشوه هم م...

🌹 (به افتخار بانو های چادری)  نیشخندی زد و گفت:مگر این معشو...

🌹 (به افتخار بانو های چادری)  نیشخندی زد و گفت:مگر این معشو...

بجز تو در دل من هیچ آشنایی نیستبدان برای تو جز قلب من که جای...

مگر این معشوقه دلبری می داند؟مگر این چادری عهد قجر عشوه هم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط