{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۶

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۶
+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-----+-+-+-+-+-+-+-----+
$ اره ۱۰۰ تا مشکل چیه عشقم
- اون ضعیف هس نمیخام غذامو از دست بدم جیگرم یکم کوتاه میای
( ذهن تهیونگ : اینجا چه خبر جیسو انقد سنگدل نبود شاید به کوک حسودیش شده چون.او...جیسو خون اشام هست میتونم ذهنم رو بخونه)
$ هه خوبع فهمیدی
- ببخشید عزیزکم شاید فقط خسته ای
+ ارباب!
- خفه ببرینش
+. لطفاً من ....کاری نکردم لطفاً
& اینجا چه خبره ؟؟
- هیچ
$ یکی داره تنبیه میشه جین
& اون بچه هست تو ۱۷۷ سالته !!!!!
$ الان بهم توهین کردی
- کافیه
+ جیغ....جیغ لطفاً...ار...باب
( ساعت ها گذشت شلاق محکم به تن لخت کوک میخورد زمان از دستش دررفته بود تعداد ضرب ها هم همینطور)
+ آخ ..آخ..اه...لطفا
-+-+-++++-++
& دیگ نمیتونم تحمل کنم تهیونگ کافیشه صدای جیغش ناراحتم می‌کنه
$ اه عشقم نمیتونم تمرکز کنم صدای جیغش رو مخه خفش کن ددی
- ن
$ چییییی
- غذام هست نمیتونم بگشمش
&هه
- نامی چراا پیداش نیست
& یسری کار مهم جای انسان ها داشت رفت
- هوم
& چه سکوتی صدایی نمیاد اخیش...وایستاااا صداااا نمیادددد ته برو کوک کاریش. شده
$ ن ( رو پای ته میشینه )
- کیوتی.زود میام پاشو
$ ن
- عزیزم
&.بمیرید جفتتون ( زود پا میشه و میره اتاق شکنجه)
& کوک الهی پاشو کوککککککک
- پاشو ( با چشمای قرمز و اخم میگه )
$ باشه ( بلند میشه وبی خیال رو مبل میشینه )
( ته سریع می‌ره داخل اتاق شکنجه و به کوک که بدون لباس با تن پر زخم و خون افتاد زمین نگاه می‌کنه )
- چی شده ( خطاب به سرباز )
سرباز: سر شلاق ۷۷ بود افتادن و بیهوش شدن
- کدوم نوع شلاق
سرباز : طبق دستور خانمتون شلاق آذرخش
- احمقاااااااا منممممم حتی نمیتونم آذرخش رو با این قدرت تحمل کنم
& اره اون بار سر ضربه ۸۰ شلاق بیهوش شدی
- اون ی انسان ضعیف بود
& اینارو باید به جیسو عشقت بگی( با خشم)
- نیاز به گفتن نبود
& جیسو رو بیارید اینجا
$ لازم نی من از اول اینجا بودم جین و.....شرط ۱۷ لایک
دیدگاه ها (۸)

مهممممم

ممنون که میخونین. این داستان واقعی نیست.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط