{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴



توی آرایش گاه بودم که ..
+این همه جلال رو حاجی چقدر خفن شده به جز من کلی عروس دیگه هم بود و یک عالمه خدمه که یکهو یکی از خدمه ها رفت خودشو چسبوند به کوک منم دیدم داره نگام می کنه فهمیدم باید نجاتش بدم چون از نگاهش معلوم بود رفتم پیش کوک گفتم
+عزیزم بریم ؟
-بریم پرنسس من
+تعجب کردم اینو گفت ولی خوب نقابمو حفظ کردم سوار ماشین .....
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۵+ ماشین شدیم که -وای ازت ممنونم +خواهش می کنم کاری نکر...

🌺امروز تولد یک پیشیه ناز گوگولیه 🌺به احتمال زیاد برای تولد ش...

چهره و میکاپ ات برای مراسم ازدواج

لباس ات توی پارت اول لباس کوک توی پارت اول لباس کوک برای مرا...

شب تولدم پارت 3ات: جونگ کوک من نیاز دارم فکر کنمجونگ کوک: با...

p3 ات. سلام کوک. سلام(سرد)ات. بریم؟ کوک‌. سوارشو پرش به داخل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط