Season
𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲
Season: 𝟮
Part:𝟮𝟯
چندروز بعد..
ویوی هوانگ مین:
جونگ کوک مرخص شده بود
+خیلی ازت ممنونم هیونگ تو این پرونده خیلی کمکم کردی
~خواهش میکنم حالت بهتره؟ سرتدیگه گیج نمیره؟
+نه بازم ازت ممنونم
~عه انقدر ازم تشکر نکن پرو میشم
+پرو هستی هیونگ(خنده)
ویوی جونگ کوک:
تموم رویای من بیدار شدن از اون خواب لعنتی بود
خوابی که ازش نجات پیدا نمیکردم
فقط ینفر تونست منو نجات بده
ات ات بود که تونست با عشقش منو نجات بده
.......
+ه ه هیونگ ببینم خبری از ات نداری؟ نه؟
~مگه خودت نگفتی نزدیکشون نشم
+من کی گفتم
~مهم نیست حالا میتونم پیداشون کنم
مطمعنم خیلی سخت گذشته بهشون مطمعنم خیلی تو دردسر گذاشتمشون
+یعنی هیچ خبری نداری؟
~نه....
Season: 𝟮
Part:𝟮𝟯
چندروز بعد..
ویوی هوانگ مین:
جونگ کوک مرخص شده بود
+خیلی ازت ممنونم هیونگ تو این پرونده خیلی کمکم کردی
~خواهش میکنم حالت بهتره؟ سرتدیگه گیج نمیره؟
+نه بازم ازت ممنونم
~عه انقدر ازم تشکر نکن پرو میشم
+پرو هستی هیونگ(خنده)
ویوی جونگ کوک:
تموم رویای من بیدار شدن از اون خواب لعنتی بود
خوابی که ازش نجات پیدا نمیکردم
فقط ینفر تونست منو نجات بده
ات ات بود که تونست با عشقش منو نجات بده
.......
+ه ه هیونگ ببینم خبری از ات نداری؟ نه؟
~مگه خودت نگفتی نزدیکشون نشم
+من کی گفتم
~مهم نیست حالا میتونم پیداشون کنم
مطمعنم خیلی سخت گذشته بهشون مطمعنم خیلی تو دردسر گذاشتمشون
+یعنی هیچ خبری نداری؟
~نه....
- ۳.۷k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط