𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲
Season: 𝟮
Part:𝟮𝟮
ویوی ات:
چیزی برام مهم نبود هیچ چیزی
اونقدری که منتظر کوک مونده بودم و داشتم درد میکشیدم
دیگه زندگی کردن برام معنایی نداشت
یوری همیشه نگرانم بود
فکر میکرد بیماری روانی چیزی گرفتم همش سعی میکرد منو راضی کنه بریم پیش روانپزشک اما من میدونستم دردم چیه
πات بچت خیلی ضعیف شده نگاش کن ببینش ببین چقدر ضعیف شده چرا انقدر بی محلی میکنی به خودت و زندگیت این بچته
_من نمیتونم دیگه به این زندگی خسته کننده ادامه بدم
دستامو گرفت
πات تو داری دیونه میشی تو این اتاق تاریک میخای کوکو پیدا کنی؟ اگه میخاست برگرده برمیگشت چرا فراموشش نمیکنی
_نمیتونم (گریه و داد)نمیتونم حتی اگه مرده باشه فقط میخام یبار دیگه ببینمش اگه مرده برم سر قبرش فقط یبار دیگه یبار ببینمش بغلم کنه تو چشمام زل بزنه اونوقت چیزی نمیخام حالم خوب میشه
πباشه ات اشتباه کردم باهات بحث کردم گریه نکن داد نزن
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

dark life = 33

پارت 78ات با ناباوری به عکس خیره شده بود.ـ این امکان نداره.....

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۹//یونا فهمیده اعضا اتو دوست دارن نقشه ریخته که داداشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط