{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ رز،توبخندتاجسم سردم‌جان بگیرد،

‍ رز،توبخندتاجسم سردم‌جان بگیرد،
لبخند بزن‌این‌‌عشقمان‌سامان بگیرد
بازتو بخند تا از صدای خنده هایت
شایدهمه ‌غم های من پایان بگیرد
دردتمام قلب‌من زخم جدائیست
باز رز بخند تاکه زغم تاوان بگیرد
ازتوجدابودن عذابی سخت باشد
با بودنت شاید کمی آسان بگیرد
دل شوره هایم حاصل اخم توباشد
بایدکه‌دل از خنده ات فرمان بگیرد
صبح‌شددلم باخاطراتت غم گرفته
چه می شود که نم نمِ باران بگیرد
رفتی‌توویک‌شهرِ خالی از صدایت
لبخندبزن رز تا دلِم الان نگیرد
دیدگاه ها (۸۵)

قدَّم از بارِ جداییِ تو خم خواهد شدهمدمم بی تو فقط حضرتِ غم ...

مستیِ باغِ پر از انگور، می گیرد مراتا تو اقیانوس باشی، شور م...

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه، خ...

ناگهان رفته از این پنجره! ناگاه بیاهمه شب منتظرم، منتظرت ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط