{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره شعر گفته‌ام، بخوان که سرد می‌شود

دوباره شعر گفته‌ام، بخوان که سرد می‌شود
برس به داد قلب من، که کوه درد می‌شود
به وسعت تخیّلش، به بال واژه های خود
ببین چگونه شاعری، فضانورد می‌شود
به داد واژه‌ای برس، که جذب شعر می‌شود
ولی بدون حس تو، دوباره طرد می‌شود
تو فصل سبز رویشی، بمان کنار ساقه‌ام
که بی تو رنگ و روی من، دوباره زرد می‌شود
به داد من نمی‌رسی! ولی به داد ما برس
که بی تو زوجِ عشق ما، دوباره فرد می‌شود
برس به داد شاعری که مثل بچه‌ها شده
اگر تو باورش کنی، دوباره مرد می‌شود
به شعر او که می‌رسی، چرا خسیس می‌شوی؟!
بخر ترانه‌های او، که دوره‌گرد می‌شود
دیدگاه ها (۱۲)

ناگهان رفته از این پنجره! ناگاه بیاهمه شب منتظرم، منتظرت ماه...

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه، خ...

دوست دارم درشبی با خلوتت خلوت کنمدستهایت را بگیرم چشم در چشم...

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسر...

عاشقانه های شبنم

خیال بباف، نفس بکش، #کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط