{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سرد خونه)

(سرد خونه)
امروز واقعا روز سختی بود دیگه وقتشه یه بار دیگه اینجارو چک کنم بعد دیگه تمومه.
داشتم تو راه رو راه میرفتم و مثل همیشه برای اخرین بار روز اونجارو چک میکردم دیروقت بود، یهو یه صدایی از سرد خونه شنیدم؛ انگار یه در اهنی رو رو زمین میکشیدن، رفتم چکش کنم چون وضیفه من بود.
رفتم دیدم یه در باکس بازه. (از اونایی که توشون جسد هس) چیزی توش نبود  باخودم گفتم احتمالا کسی در اون رو اشتباه باز کرده و یادش رفته درو ببنده. کسی هم اونجا نبود، از اتاق رفتم بیرون سوار اسانسور شدم و طبقه دوم رو زدم یه خانم رو دیدم که لباس بیمارستان تنش بود.
خانم: درو نبند وایسا من هم بیام
درو براش نگه داشتم سوار شد اون هم طبقه دوم میرفت.
از اون خانم پرسیدم: شما این وقت شب اینجا چیکار میکنین؟
گفت: توی اتاق دوستم چیزی جا گذاشتم میرم برش دارم.
ناگهان دیدم اسانسور بجای طبقه دوم داره میره بالا. دوباره طبقه دوم رو فشار دادم خوشبختانه این بار اسانسور اومد پایین از چهار اومد رو سه در باز شد، دیدم یه مرد داره با سرعت به سمت اسانسور میدوعه منم سریع دکمه ی بسته شدن درو زدم چیزی نمونده بود تا اون بیاد تو اسانسور هو(نفس عمیق)
خانم: چرا نزاشتی سوار بشه؟
گفتم: چون اون دور دستش یه تگ قرمز داشت اون تگ های قرمز فقط برای مرده هاس.
اون زن چشماش بزرگ شد و صداش تقیر کرد اهسته گفت: منظورت چیه که اون تگ برای مرده هاست؟ و به ارومی استین لباسش رو بالا داد اون هم از اون تگ ها داشت.
پایان.
نظرتون رو برام بنویسید
و بگین ترسناک دوست دارین یا نه
🖤🍃
دیدگاه ها (۳)

(یک شب) امشب قرار شب فوقالعاده ای بشه. امشب پدرم سفر کاری رف...

فک کردی هه😌

🙂

رفیقی که میگه ایشون کراش نیستو باید چیکار کرد؟

#part_3#پایان_خوش_داستان_من درو باز کردم یه پسر خوشگل و جذاب...

silence

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط