{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از دوستایِ شهید احمد‌علی نیری، توی یه قسمت از این کتا

یکی از دوستایِ شهید احمد‌علی نیری، توی یه قسمت از این کتاب، تعریف می‌کنه:
تو مسجد کنار احمد‌علی نشسته بودم. درباره‌ی توسل و اینا باهم صحبت می‌کردیم. احمدعلی گفت: یه چیزی برات تعریف می‌کنم؛ به خاطر ریا و اینا نیست، فقط به خاطر اینکه اهمیتِ ارتباط و توسل به اهل بیت رو بدونی.
یه شب توی عالم رؤیا، بهشت رو دیدم. اینقدر زیبا بود که به سرعت سمت‌اش حرکت کردم. هرچی جلوتر می‌رفتم، مسیر عبورم باریک و باریک تر می‌شد، حتی به مو رسید! داشتم پرت می‌شدم. دستم به هیچ جا بند نبود؛ اما یکدفعه یاد اهل‌بیت افتادم که خدا به ما شیعیان این نعمت رو داده.. با صدای بلند حضراتِ معصوم رو صدا زدم. دیدم دستم رو گرفتند و از اون مهلکه نجاتم دادند.
بعد احمدعلی بهم گفت: ببین ما توی همه‌ی مراحلِ زندگی به اهل‌بیت نیاز داریم. اگر عنایت‌شون نباشه، محاله راه درستِ این دنیا رو پیدا کنی. امام زمان گفتن که «ما از تمومِ حوادث و ماجرا هایی که به شما می‌گذره آگاهیم.. اخبارِ شما برایِ ما پوشیده نیست.. از خطا ها و گناه هایی که بنده هایِ صالحِ خدا ازش دوری می‌کنند ولی اکثر شما مرتکب میشن، با خبریم! اگر عنایات و توجهاتِ ما نبود، مصائب و حوادثِ زندگی شما رو از بین می‌بردند..»

🌿 شهیدِ عارفِ کاملِ عاشق
احمدعلی نیری ..
🌿 ذوالفَقار
دیدگاه ها (۰)

تا خودت پاکیزه نباشی، پاکیزه بهت نمی‌دهند. ظرفی که برای آب خ...

📌 از مسخره شدن نترسیم.خانمِ سمانه مختار زاده( فصل دوم زندگی ...

یکم بیشتر آشنا بشیم با حقیقتِ کسانی که دینشون انسانیته و طرف...

رهبر انقلاب: همه‌ی کسانی که مخاطبانی دارند، وظیفه‌ دارند مرد...

دیدم یه خانمی داشت سربالایی کامرانیه رو با سختی می‌رفت، گفتم...

🔸ویراستی احمد مقیمی از عیادت مرحوم اکبر عبدی«چند روز قبل رفت...

شهید ‌حمیدرضا رجب‌زاده، مداح جوون اهل‌بیت، ویدئویی از لحظه ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط