{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد برای من

سرد برای من
پارت ۴
جونگ کوک ویو........
متوجه اومدنش شدم و دیدم داره بهم زل میزنه(جمله بندی رو حال کردین؟ داره بهم زل میزنه🤣) یعنی بهم زل زده
-دید زدنات تموم شد خانم خوابالو؟(پوزخند)
+اهم... بریم(لبخند کج)
ات ویو...........
نشستیم توی ماشینش و رفتیم به یکی از بزرگترین مرکز خرید های سئول
توی راه هیچ حرفی نزدیم ولی گاهی نگاه های سنگین کوک رو خودم رو حس می کردم
کوک ویو........
رفتیم توی پاساژ و جلوی یکی از لباس عروس فروشی ها وایستادیم و رفیتم تو
فروشنده:سلام، چه کمکی از دستم بر میاد؟(کاملا رسمی)
-بهترین کالکشن لباس عروس هاتون رو میخواستیم (جدی)
فروشنده:بله، حتما
ات رفت لباس هارو بپوشه
یکی یکی پوشید و اومد
منم از هر کدوم ایراد می گرفتم و بالاخره با یه لباسی اومد بیرون که واقعا چشممو گرفت
-واوو(زد توی سرش و با خودش گفت چی داری میگی کوک) همینو می بریم (روبه فروشنده)
ات ویو...........
مرتیکه گوزو هی از لباسام ایراد می گرفت
این خیلی بازه
کمرت معلومه
شکمت فلانه
اون آستین لباست بهمانه
اااهههه(با دهن کج اداشو در میاره)
بالاخره آقا یکی شو پسند کرد و رفتیم برای اون لباس بگیریم (لباس که چه ارض کنم کت و شلوار)
هیچی رفتیم نشستم روی مبل و مثل خودش از تک تک کت هاش ایراد می گرفتم
نشسته بودم که یهو یکی از کت ها خیلی نظرمو جلب کرد
رفتم برداشتم و بدون در زدن درو باز کردم که بدمش به کوک دیدم با بالاتنه لخت واستاده و بدن عضلانی‌ش و سیکس پک هاش کاملا جلوی دید بود
خجالت کشیدم و لپ هام قرمز شد زود کت و شلوار رو دادم بهش و در رو بستم و نشستم رو مبل
کوک ویو........
لپ هاش قرمز شد.......خجالت کشید...........
پوزخندی زدمو لباس رو تنم کردم اومدم بیرون دیدم هنوزم قرمزه دوباره پوزخند زدم و بالاخره لباس منو خریدیم و حلقه ها رو خریدیمو اومدیم بیرون
ات توی حلقه فروشی خیلی باذوق داشت به حلقه ها نگاه می کرد ولی یه جوری انگار که چیزی یادش اومده لبخندش محو شد میدونم چرا....چان ازدواجمون اجباریه و هیچ حسی بهم نداریم............
ویو توی ماشین......
+امم جونگ کوک....
-هوم؟(حواسش به جلوعه و با یه دست رانندگی می کنه)
+مرسی به خاطر امروز، با اینکه ازدواجمون اجباریه ولی سنگ تموم گذاشتی مرسی
-خواهش
ات توی ذهنش: یه آدم چقدر میتونه سرد باشه؟...................
ادامه دارد........
لایک نمیکنین؟
خیلی زحمت میکشم هااا......
مرسی به خاطر همایت های عالی تونننن.    بوس به همگی❤️❤️
دیدگاه ها (۱۳)

سرد برای منپارت ۵ات ویو.......مردک کوه یخ منو رسوند خونه رفت...

سرد برای منپارت ۶که یهو دیدم کوک صورتمو گرفت و لب هاش رو روی...

سرد برای منپارت ۳که یهو یکی از اون داداش های کوک، از کی شد ب...

سرد برای منپارت ۲کوک ویو....توی حیاط خونه مکن درحال دویدن بو...

ددیه حیرت انگیزه من پارت 5

ات. ببخشد ارباب غلط کردمجونگ کوک. دیگه بهم نگو ارباب بگو کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط