{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین شب،

آخرین شب،
زودتر از او چشمهایم را روی هم گذاشتم...
حالا عمریست
دنبالِ چشمهایش میگردم!
دیدگاه ها (۱)

اوقات خـوش آن بود که با دوسـت به سـر رفتباقی هـمه بی‌حاصـلی ...

امروز نبودی...اما خیلی چیزها بود...من بودمعصر پنج شنبه لعنتی...

دلم پر است....آنقدر پر که.....گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد...

-اوج غم این قصه،در این شعر همین‌جاست؛من بی تو پریشان وتو انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط