{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-اوج غم این قصه،

-اوج غم این قصه،
در این شعر همین‌جاست؛
من بی تو پریشان و
تو انگار نه انگار...
دیدگاه ها (۲)

دلم پر است....آنقدر پر که.....گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد...

آخرین شب،زودتر از او چشمهایم را روی هم گذاشتم...حالا عمریستد...

گاهی وقتا که میخام به یاد تو گریه کنم اشک بی کسی من گونه هام...

عشق را عاشقی کردم به پایت بی ثمرعمر را بر تو بخشیدم تمامش بی...

(تنهایی)

مو پریشان، ناز عریان، جَعدِ آن گیسو فریببافتم یک قصه از تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط