{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیازِ سِیر دیدنت ، چه با دلم نمی کُند

نیازِ سِیر دیدنت ، چه با دلم نمی کُند
هوایِ عطرِ دامنت، چه با دلم نمی کند

نشسته ام، خیالِ تو، نشسته در برابرم
وای که حرفِ رفتنت، چه با دلم نمی کند

مر مرِ نابِ سینه ات، تراشِ عاجِ گردنت
زلفِ شکن در شکنت، چه با دلم نمی کند

تنِ تو و نگاهِ من، حریرِ نرمِ پیرهن
تنِ تو و پیرهنت، چه با دلم نمی کند

نماز روی دامنت، مرا به خلسه می برَد
نیازِ سجده بر تنت، چه با دلم نمی کند

چه قصه ها که داشتم، مجالِ گفتنم نشد
قصور در شنیدنت، چه با دلم نمی کند

هوایِ شب گرفته و،یاغی و جایِ خالی ات
از من و دل، بریدنت، چه با دلم نمی کند
دیدگاه ها (۵)

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

چندپارتی جیمین

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 نیازِ سِیر دیدنت ، چه با دلم نمی کُندهوایِ عطرِ دا...

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کندهمدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌ک...

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدمنشد شبیه تو باشم, نشد, بلد ن...

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدمنشد شبیه تو باشم, نشد, بلد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط