رمان عشق و نفرت
رمان عشق و نفرت
پارت 14
سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ی رمان دایرکتم سوراخ شد بریم 👍🏻
جونگ کوک ات رو انداخت روی تخت
جونگ کوک: براچی جلوهم یه سیلی زدی تو صورته دختره😡
ات: الان به فکر دختره هستی؟
جونگ کوک: اره
ات: خوب میکنم
جونگ کوک: عه اینطوریاست
ات: اره
جونگ کوک لباسای ات رو در اورد
ات: جونگ کوک چیکار میکنی نکن
جونگ کوک: باید یاد بگیری جواب منو ندی
ات: باشه فقط ولم کن
جونگ کوک دستای ات رو بست و لباسای خودش رو در اورد
ات: جونگ کوک نکن باشه دفعه ی بعد انجام نمیدم
جونگ کوک: دیره دیگه
ات: لطفا نکننننننن
جونگ کوک بدون مقدمه وارد ات کرد بلی ات هم جیغی کشید که جیغش کل ساختمون رو گرفت داشت گریه میکرد سرشو اورد بالا و بلی دید جونگ کوک کرده توش ات همینطور داشت جیغ میزد و گریه میکرد
ات: جونگ کوک بسه دیگه نمی تونم
جونگ کوک رفت عقب ات رو برعکس کرد گفت یک راند از جلو یک راند از عقب
(اخ اخ دلم واست کباب شد😭)
ات: نه جونگ کوک لطفاً نکنننننننن
جونگ کوک دستشو اورد جلو دهن ات همینجور ضربه هاشو بیشتر میکرد حدود 20
دقیقه از پشت انجام داد و ات رو ول کرد
جونگ کوک: ادب شدی
ات: ار... هههه
ات گفت می خوام برم دوش بگیرم جونگ کوک ات رو بلند مرو و گذاشتش داخل وان و شکم درد ات ایستاد
خب تا پارت بعد خداحفظ لطفاً حمایت کنید 🌹
(ولی شب خخیلی سختی بود برات دیگه نمی تونی راه بری😭)
(اخ چقدر من بانمکم🤣🤣)
خب دیگه بسه لطفاً حمایت کنید 🌹
پارت 14
سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ی رمان دایرکتم سوراخ شد بریم 👍🏻
جونگ کوک ات رو انداخت روی تخت
جونگ کوک: براچی جلوهم یه سیلی زدی تو صورته دختره😡
ات: الان به فکر دختره هستی؟
جونگ کوک: اره
ات: خوب میکنم
جونگ کوک: عه اینطوریاست
ات: اره
جونگ کوک لباسای ات رو در اورد
ات: جونگ کوک چیکار میکنی نکن
جونگ کوک: باید یاد بگیری جواب منو ندی
ات: باشه فقط ولم کن
جونگ کوک دستای ات رو بست و لباسای خودش رو در اورد
ات: جونگ کوک نکن باشه دفعه ی بعد انجام نمیدم
جونگ کوک: دیره دیگه
ات: لطفا نکننننننن
جونگ کوک بدون مقدمه وارد ات کرد بلی ات هم جیغی کشید که جیغش کل ساختمون رو گرفت داشت گریه میکرد سرشو اورد بالا و بلی دید جونگ کوک کرده توش ات همینطور داشت جیغ میزد و گریه میکرد
ات: جونگ کوک بسه دیگه نمی تونم
جونگ کوک رفت عقب ات رو برعکس کرد گفت یک راند از جلو یک راند از عقب
(اخ اخ دلم واست کباب شد😭)
ات: نه جونگ کوک لطفاً نکنننننننن
جونگ کوک دستشو اورد جلو دهن ات همینجور ضربه هاشو بیشتر میکرد حدود 20
دقیقه از پشت انجام داد و ات رو ول کرد
جونگ کوک: ادب شدی
ات: ار... هههه
ات گفت می خوام برم دوش بگیرم جونگ کوک ات رو بلند مرو و گذاشتش داخل وان و شکم درد ات ایستاد
خب تا پارت بعد خداحفظ لطفاً حمایت کنید 🌹
(ولی شب خخیلی سختی بود برات دیگه نمی تونی راه بری😭)
(اخ چقدر من بانمکم🤣🤣)
خب دیگه بسه لطفاً حمایت کنید 🌹
- ۴۳.۱k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط