{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. پیرزن طلاهایش را برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد

. پیرزن طلاهایش را برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد؛

جوانی صدا زد : " حاج خانم ؛ رسیدِ طلاهاتون .. ! "

پیرزن گفت : " من برای دو پسر شهیدم هم رسید نگرفتم...!!!
دیدگاه ها (۲)

ای قامت استوارت را صلوات.اون چهره دلربایت را صلوات.ایکاش پید...

.

عجب ماهیه این اسفند....!!!!حمید باکری : 6 اسفندحاج حسین خراز...

رهبر انقلاب: ملّت، عاشق مبارزه‌ی با صهیونیست‌ها است و جمهوری...

محو زیبایی او پارت ۴۴ویو رزا از درمانگاه خارج شدم ته یونگ کن...

RESPECT OR DIE : پارت شانزدهمچهار دقیقه و پنجاه ثانیه باقی م...

اتاق

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟖جونگ‌کوک دوباره مشکوک ...

قهرمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط