{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتن که بهانه نمی خواهد

رفتن که بهانه نمی خواهد
یک چمدان می خواهد از دلخوری های تلنبار شده
و گاهی دلخوری های انکار شده
'ماندن'
ماندن اما بهانه می خواهد
دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغ های دوست داشتنی
دوست دارم هایی که می شنوی اما باور نمی کنی
یک فنجان چای
بوی عود
یک آهنگ مشترک
خاطرات تلخ و شیرین
وقتی بخواهی بمانی
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد
خالی اش می کنی و باز هم میمانی
میمانی وقتی بخواهی بمانی
نم باران را رگبار میبینی
و
بهانه اش می کنی برای نرفتنت
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و
رفتن هیچ کدام

رفتم..
narges..
دیدگاه ها (۱)

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺖ ...ﮐﻪ ﺷﺐ ﻫﺎﯾﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﺍﺳﺖ!ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ...

امان از دروغها و تهمت ها که از چاقو هم بدترند!!! دلت را تکه...

ﺳﮑــــــــــﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀـــــ...

آدم های خطرناک با خودشان چاقو حمل نمی کنند ، در مکانی خلوت ب...

همیشه اصرار کردن همه چی رو خراب میکنه، مثلا اصرار به دوست دا...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط