{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب

فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت. روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان: «فروش عظیم جشن سالگرد، ٥٠٪‏ تخفیف» شد. این تابلو حتی از سردرِ مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه می کرد. روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان: «حراج بزرگ، ٦٠٪‏ تخفیف» نصب نمود و مغازه این شخص در میان این دو بیش از پیش محقر بنظر می رسید. صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری می توانست انجام دهد؟ تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردرِ مغازه نصب نمود، رو این تابلو نوشته شده بود: «درب ورودیِ اصلی». پیوسته از خود بپرسید: من چگونه می توانم در زندگی یا کسب ‌و کار و فروش محصولات و خدماتم، خلاق‌تر عمل کنم؟
دیدگاه ها (۴)

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌ پزشک پرسیدم:...

✔☆》》 هنگامی که همه در جستجوی طلا بودند، یک نفر با فروش بیل م...

روزی مرد نا بینایی روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلو...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

نمونه صفحه آرایی کتاب پزشکی

سهراب سپهری در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : که برای دسترسی به شرا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خداوند متعال می‌فرماید...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : که برای دسترسی به شرا...

×🌹 رزهای خونین 🩸ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | در...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :حضرت ابراهیم علیه السلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط