{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف دل خیلی از ماست

حرف دل خیلی از ماست
"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"
بزرگ شدم
دیدم، شنیدم، رفتم، آمدم
و یاد گرفتم
نه...
آدمها نیش میزنند
هر چقدر صمیمی تر،عزیزتر
نیششان سمی تر
یاد گرفتم اعتماد کنم،نیش میخورم
دل ببندم،نیش میخورم
ساده باشم،نیش میخورم
پر احساس باشم نیش میخورم
آدما،سنگدلند
بیرحمند
آرام نزدیکت میشوند
محرمت میشوند
عزیزت
همراهت
عشقت میشوند
تا هستند خوبند،مهربانند
اما کافیست خیال رفتن کنند
و تو نخواهی
ساز بزنند و تو نرقصی
آنوقت بیخ همان گلویی را که بارها بوسیده اند
نیش میزنند
نیشی عمیقُ کشنده
و می روند
و از همان موقع
تاآخر عمرت دردِ بی درمان میشوی
بی سرو سامان میشوی
گلویت ورم میکند
نفس که میکشی تیر میکشد
دستت را رویش که میکشی
تمامش زخم است
نیش است
درداست...
"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"
دیدگاه ها (۱)

وای

ووی

خخخخخخخخخخخ یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می ...

در خیالت مثل من پرواز کن تو خود عشقی،مرا آغاز کن سرزمین آر...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

حقیقت پنهان پارت ۱ ویو بورام :صبح با سردرد عجیبی از خواب بید...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم، ...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم، ...

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم،...

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط