{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"
بزرگ شدم
دیدم، شنیدم، رفتم، آمدم
و یاد گرفتم
نه...
آدمها نیش میزنند
هر چقدر صمیمی تر،عزیزتر
نیششان سمی تر
یاد گرفتم اعتماد کنم،نیش میخورم
دل ببندم،نیش میخورم
ساده باشم،نیش میخورم
پر احساس باشم نیش میخورم
آدما،سنگدلند
بیرحمند
آرام نزدیکت میشوند
محرمت میشوند
عزیزت
همراهت
عشقت میشوند
تا هستند خوبند،مهربانند
اما کافیست خیال رفتن کنند
و تو نخواهی
ساز بزنند و تو نرقصی
آنوقت بیخ همان گلویی را که بارها بوسیده اند
نیش میزنند
نیشی عمیقُ کشنده
و می روند
و از همان موقع
تاآخر عمرت دردِ بی درمان میشوی
بی سرو سامان میشوی
گلویت ورم میکند
نفس که میکشی تیر میکشد
دستت را رویش که میکشی
تمامش زخم است
نیش است
درداست
"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"
دیدگاه ها (۲)

"جملات زیبای زیگموند فروید روانشناس"وقتی میشود دقایق عمرت را...

هرگز کلمات در انحصار ما نیستندآنها معلمان ما هستندخیلی از کل...

رویاهاتو محکم بچسبواسه این که اگه رویاها بمیرنزند‌گی عین مرغ...

دیالوگ ماندگار آنشرلــــــــــــــی ﺁﻧﻪ!ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﯼ ﺭﻭ...

پارت ۳ویو ا.ت ا.ت : یونگی از خونه من برو بیرون ( با داد )یون...

پارت چهارممم

حقیقت پنهان پارت ۱ ویو بورام :صبح با سردرد عجیبی از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط