{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
دیدگاه ها (۱)

در شبی غمگین تر ازمن قصه رفتن سرودیتا ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط