{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودی

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودی

تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی

ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود

وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود

ای زخاطر برده عشق آتشینم

رفتی اما من فراموشت نکردم

چلچراغ روشن بیگانه بودی

سوختم و بیهوده خاموشت نکردم

رفتی و اما قلب من راضی نشد

بر تو و بر عشق خود نفرین کنم

بی تو شاید بعد از این افسانه ها

ترک عشق و این غم دیرین کنم

چلچراغ روشن بیگانه بودی

سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
دیدگاه ها (۱)

kederŞiir yokkederAdamİleriye bakmakşiirDiyor

هنگامی کهخاطره ات را می بوسم درمی یابمدیری است که مرده ام چر...

وقتی تو نیستی …غریبانه زیستن کار من استوقتی تو نیستی …” واژه...

رویای در سر داشتم پر از آرزوها ... و در آوازه خش خش برگ های ...

عاشقانه های شبنم

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

ابلیس

دوستان پارت ۴۷ و ۴۹ در پیج اسمات گذاشته شد. «عشق مخفی با یکی...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط