{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد شیش🍷🗡



بدون اینکه نظرمو بخواد با پنبه چند بار روی پوستم کشید

بعد سوزن و فرو کرد

جیغی کشیدم و اشک از چشمام ریخت

چیزی تزریقم کرد

بعد سرنگ و کشید بیرون
ولی من همچنان بغض کرده بودم

برم گردوند ..
با دیدن صورت بغض کرده من و لباس آویزونم محو خندید
+شبیه بچه های دوساله میمونی

نزدیکم کرد به خودش
+درست مثل بچه های کوچیکی، خوردنی و شیرین!

بغ کرده بودم

هم از اینکه بدون اجازه بهم آمپول زده بود و دیده بود
هم از درد ریزی که از آمپول زدنش اومد سراغم

+خوبی؟
خوب؟ الان خوب بودن نشونت میدم

تو یه حرکت نشستم روی تخت و موهاش و چنگ زدم

محکم کشیدم که آخی گفت
دستشو گذاشت روی موهاش

همزمان فوششم‌ میدادم
+احمق ..‌ لعنتی ، عوضی

_ول کن پری!
دیدگاه ها (۲)

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد هشت🍷🗡نمی‌دونم کجای حرفم مشکل داشت که...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد نه🍷🗡دیوونت میکنم جوری که خودتم نفهمی...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد پنج🍷🗡ابرویی بالا انداخت و جوری نگاهم...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد چهار🍷🗡+بهت گفتم تو مال منی ! همه جات...

in your eyes

#قمار_سرنوشت پارت²²ته : یادمه بچه بودی همش بهونه مامانتو میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط