بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد پنج🍷🗡
ابرویی بالا انداخت و جوری نگاهم کرد که یعنی خر خودتی ..
برای اینکه جمع کنم گفتم
+خوشم نمیاد تو هی بهم دست میزنی.
کنارم روی تخت نشست و من نگاهم به دستش بود
به سرنگی که توی دستش بود!
+من صاحبتم!
عصبی زمزمه کرد
_من کالا نیستم که صاحب داشته باشم...
+دختر کوچولوی منی
تا به خودم دستم و گرفت و کشید رو پاش
هینی کشیدم
افتادم رو پاش
خواستم بلند بشم که نزاشت و با یه پاش پاهامو قفل کرد
+ساکت بمون من کارمو بکنم...
لرزون گفتم
_نکن ، برو کنار من برم
هیسی کشید
+تکون نخور سوزن میشکنه...
جیغی کشیدم
اشکم بی دلیل جاری شد
_توروخدا نکن، درد میکنه . نمیخوام آمپول
با مهربونی بی سابقه ای گفت
+آروم میزنم باش ؟
پارت هفتاد پنج🍷🗡
ابرویی بالا انداخت و جوری نگاهم کرد که یعنی خر خودتی ..
برای اینکه جمع کنم گفتم
+خوشم نمیاد تو هی بهم دست میزنی.
کنارم روی تخت نشست و من نگاهم به دستش بود
به سرنگی که توی دستش بود!
+من صاحبتم!
عصبی زمزمه کرد
_من کالا نیستم که صاحب داشته باشم...
+دختر کوچولوی منی
تا به خودم دستم و گرفت و کشید رو پاش
هینی کشیدم
افتادم رو پاش
خواستم بلند بشم که نزاشت و با یه پاش پاهامو قفل کرد
+ساکت بمون من کارمو بکنم...
لرزون گفتم
_نکن ، برو کنار من برم
هیسی کشید
+تکون نخور سوزن میشکنه...
جیغی کشیدم
اشکم بی دلیل جاری شد
_توروخدا نکن، درد میکنه . نمیخوام آمپول
با مهربونی بی سابقه ای گفت
+آروم میزنم باش ؟
- ۱.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط