بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد نه🍷🗡
دیوونت میکنم
جوری که خودتم نفهمی از کجا خوردی جناب
بلند شدم
نگاهم به حمومافتاد
چطوره از پوشیدن یه لباس خوشگل و یه آرایش مجلسی شروع کنیم؟؟
لباسامو برداشتم
گذاشتم روی تخت
تب داشتم
ولی مگه مهم بود ؟! نه...
باید تاوان حرفی که زد پس بده
خودشو خواهر و مادرشن اون چیزی که به من گفت
بره خواهرشو بخره
بیشعور
یه جوری حرف زد انگار من کالای تقلبی ام ، منو بهش انداختن..
سمت حموم حرکت کردم...
دوش گرفتم نیم ساعتی طول کشید
از حموم اومدم بیرون
لباسامو پوشیدم
نیشخند زدم
مگه به من نگفت ارزش ندارم و در حد یه دختر ...هستم
پس منم همونجوری رفتار میکنم!
لباس جذب و تنگ تنم به رنگ مشکی خیلی به رنگ پوستم می اومد
روی صندلی میز آرایش نشستم
اتو مو رو برداشتم و به موهام کشیدم
از صاف کردنش که مطمعن شدم ولش کردم
پارت هفتاد نه🍷🗡
دیوونت میکنم
جوری که خودتم نفهمی از کجا خوردی جناب
بلند شدم
نگاهم به حمومافتاد
چطوره از پوشیدن یه لباس خوشگل و یه آرایش مجلسی شروع کنیم؟؟
لباسامو برداشتم
گذاشتم روی تخت
تب داشتم
ولی مگه مهم بود ؟! نه...
باید تاوان حرفی که زد پس بده
خودشو خواهر و مادرشن اون چیزی که به من گفت
بره خواهرشو بخره
بیشعور
یه جوری حرف زد انگار من کالای تقلبی ام ، منو بهش انداختن..
سمت حموم حرکت کردم...
دوش گرفتم نیم ساعتی طول کشید
از حموم اومدم بیرون
لباسامو پوشیدم
نیشخند زدم
مگه به من نگفت ارزش ندارم و در حد یه دختر ...هستم
پس منم همونجوری رفتار میکنم!
لباس جذب و تنگ تنم به رنگ مشکی خیلی به رنگ پوستم می اومد
روی صندلی میز آرایش نشستم
اتو مو رو برداشتم و به موهام کشیدم
از صاف کردنش که مطمعن شدم ولش کردم
- ۱.۷k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط