{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۷۹۸
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_/چه بلایی سرشون اوردی...
_سالم سالمن...نیاز به زهرچشم داشتن که اونم انجام شد...راه بیوفت...
رفت سمت در...از روی تخت بلند شدم...پس دوربین چی...چجوری برش دارم...به کل حواسم نبود زل زدم به زیر تخت...
_ببینم چیزی هست اون زیر...!
وای نه!! این دفعه بفهمه با امیر ارتباط گرفتم لولیتا که هیچ منو ساطوری خورد میکنه...نگامو دادم بهش...ببخشید امیر اما مجبورم...
_نه عزیزم بریم خواستم ببینم چیزی جا نزاشتم که...
سری تکون داد دست چپمو گرفت...از اتاق خارج شد ...انگار یه چیزی یادش افتاد دستمو اورد بالا...به انگشتام نگاه کرد...خوبه ای زیر لب گفت...فک کنم حلقه رو چک کرد‌...
_الان میریم ببینی دخترایی که ازشون خسته شدم چه بلایی سرشون میاد...
_یعنی از منم خسته میشی درسته؟
_/نه تو تا ابد زندگی منی‌‌‌‌‌‌‌‌...خیلی سعی کردم توی این سالا فراموشت کنم اما هیچ وقت از ذهنم نرفتی...
دیدگاه ها (۰)

پارت۷۹۸رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۹رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۷رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۶رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط