{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۷۹۸
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_/هوم باشه...
همون مرده که جلوی در به استقبالمون اومد بهمون پیوست فکر کنم مدیریت اینجارو داشت.. از راه رو های پی در پی و پر از در رد میشدیم...اون توضیح میداد...و هر بخش خشن تر از بخش دیگه ای بود...گوشم پر شده بود از ناله از درد از جیغ از التماس... داشتم روانی میشدم...به طور غیر ارادی نشستم رو زمین دستامو گذاشتم رو گوشام...
_بسه بسه بسه دیگه نمیتونم تحمل کنم...
_/فک کنم کافیه...
شاهین یه دستشو گذاشت زیر زانوم اون یکی ام پشتم بلندم کرد...به سقف سفید خیره شدم...
_حالم داره بهم میخوره...
_/طبیعیه دلبرم...یادت باشه اگه بخوای خیانت کنی بدون دیگه نمیبخشم...شاید لولیتات نکنم اما پاهاتو ازت میگیرم یه جور زندانیت میکنم که همه فکر کنن مردی...
گیر یه دیو افتادن واقعا ترسناکه پس دلبر چجور تونست عاشق دیو بشه؟ اون دیو بود اما مثل شاهین نبود...قطعا شاهین بی رحم ترین انسان روی زمینه..
دیدگاه ها (۲)

پارت۷۹۹رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

یعنی ممکنه رمانمون اینجوری تموم شه؟یا سازمان این بلارو سر مل...

پارت۷۹۸رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۷رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love³⁴صدای شلوغ‌کافه دیگ...

my favorite enemy p6ویو جونگکوک:دیشب دیشب دیشب، فقط دیشب یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط