{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شد

روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شد
زین پس دلت از آنِ یک بیگانه خواهد شد

عشق مرا از قلب خود بیرون کنی ، آنگاه
در قلبت او رندانه صاحب‌ خانه خواهد شد

دستِ تو را در دستِ او ، روزی که من بینم
آن روز، دنیا بر سرم ویرانه خواهد شد

شور و شری بین من و تو روزگاری بود
آن روزهای خوش دگر افسانه خواهد شد

من سعی کردم بهترین باشم برای تو
امروز از من بهتر، آن بیگانه خواهد شد

اما زمین گرد است ، این را خوب می‌دانم
روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شد ...!!!
دیدگاه ها (۳)

با بوسه ای یا خنده ای ، شیرین کن این آغاز راحال خرابم را ببی...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

دردا که رسیدن به تو یک خواب و خیال استافسوس که از راه تو برگ...

زمستان بود و بی تابی ، دلم جایی فدایی شدنفس در سینه خشکش زد،...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط