{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول


۹ اوریل ساعت ۵:۳۰ صبح رنگی رنگی ولی نه برای سونگ چون الان باید بره سر کار . با کلی سختی از جاش بلند شد رفت سمت سینگ تا صورتشو بشوره که گوشیش زنگ خورد به صفحه ی گوشی نگاهی انداخت با کلافگی گلوشو صاف کرد و روی دکمه ی سبز رنگ زد و با صدای نکره صاحب کارش مواجه شد .
- دخترررررررر معلومه کجایییییییی قرار بود ساعت پنج اینجا باشیییییییی .
-آه .... چشم خودمو تا ساعت شیش میرسونم .
-انقدر منو حرص ندههههههه زود بیا
بلا فاصله بعد از شنیدن « بیا » گوشی رو قطع کردم
و ب کارم ادامه دادم .
.
.
.
.
- سفارش هارو اماده کنین « سوسیس ، تمپورا کیمباپ
آه خسته شدم سه ساعت دیگه مونده تا بسته بشه این رستورانه کوفتی .
-سلللااااامممم داداشششششششششش
هیونجین با شنیدن صدای اشنا پسرش برگشت محکم بغلش کرد .
-چطور اومدی توی آشپزخونه ؟
-دیگه ما اینجا پارتی داریم دیگه داداشی
-بکهیون!
پسر با صدای عصبی صاحب کار سریع از بغل دوستش بیرون اومد و جواب داد : بله .
-راهت ندادم که ماچ و بغل کنین همو ، هیوجنین اخرین بارت باشه که این کارو کردی برگد سر کارت بدوووووو
اه از صدای نکبت این مرتیکه متنفرم هوف
.
.
..
پارت چک شده تقریبا اشکالی داره ببخشید 🙏

حمایت پیلیززززز 🙂‍↔️
دیدگاه ها (۰)

نظراتتون برام مهمه

رو اهنگش کراشم 😶‍🌫️

بانوی من Part:6درخواستی ا.ت تازه ویندوزش بالا اومد و حرکت دی...

ازدواج اجباری پارت 3با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم و به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط