Part Who would have thought I would fall in love with
Part 7 )Who would have thought I would fall in love with the mafia?
+ اتفاقی افتاده ؟
_ خب راستش ..
+ بگو دیگه خسته شدم
_ خب راستش برای اینکه پدرم مجبورم نکنه برم سر قرار های از پیش تایین شده من بهش گفتم که دوست دختر دارم و حدود ی سالی از این ماجرا میگذره
+ خب
_ ولی در اصل دوست دختر ندارم
+ میخای کسیو برات جور کنم ؟
_ نه
+ پس چی ؟
_ پدرم امشب میرسه سئول وقت ندارم واسه پیدا کردن شخصی که بشه بهش اعتماد کرد ازت یک خواهشی دارم
+ چی ؟ نقش دوست دخترتو بازی کنم ؟
_ ممم….
+ باشه
_ جدی ؟ عالیه
+ اوهوم
_ تو خاندان ما هر پسری که به سن من میرسه باید یکیو واسه خودش پیدا کنه معمولا هم دختر یکی از باند های دیگه مافیاست تا بتونن باهم همکاری کنن و یک شراکت بزرگ راه بندازن مثل پدر و مادر خودم ولی خب من هیچوقت نتونستم با دخترای پولداری که پدرشون عضو بزرگترین باند هاس کنار بیام چون اونا فقط از نظر مالی ثروتمندن از نظر اخلاقی و قیافه فقیر تر ازشون پیدا نمیشه
+ هوم ..
_ و خب پدرم خیلی رو من شناخت داره باید خیلی طبیعی بازی کنیم تا متوجه نشه .. خب پس ما یک سال و چهار ماه و بیست روزه که با همیم
+ یعنی پدرت انقدر دقیقه ؟ نیاز نیس صدم ثانیشم بگم ؟
_ از چیزی که فکر میکنی خیلی بیشتر در ضمن من شوخی نمیکنم بچه
+ خب باشه
_ الانم بیا بریم به بچه ها معرفیت کنم
+ بچه ها ؟
_ اعضای باند
+ این کار لازمه ؟ اخه قرار بود امروز پدر بزرگمو ببینم
_ فردا برو دیدنش باید با بچه ها اشنا شی
+ باشه ، فقط چند تا سوال دارم ازت
_ تو راه بپرس دیرمون شده
+ باشه ..
( ۱۰ دقیقه بعد )
محو خیابون ها شده بودم که هیونجین گفت :
_ سوالت چی بود ؟
+ پدرت کجا زندگی میکنه ؟
_ امریکا
+ اووو
_ به خدمتکارا گفتم اتاقمون رو اماده کنن
+ اتاقمون ؟
به کمک این زیبام : wisgoon.com/sanasana1313/
+ اتفاقی افتاده ؟
_ خب راستش ..
+ بگو دیگه خسته شدم
_ خب راستش برای اینکه پدرم مجبورم نکنه برم سر قرار های از پیش تایین شده من بهش گفتم که دوست دختر دارم و حدود ی سالی از این ماجرا میگذره
+ خب
_ ولی در اصل دوست دختر ندارم
+ میخای کسیو برات جور کنم ؟
_ نه
+ پس چی ؟
_ پدرم امشب میرسه سئول وقت ندارم واسه پیدا کردن شخصی که بشه بهش اعتماد کرد ازت یک خواهشی دارم
+ چی ؟ نقش دوست دخترتو بازی کنم ؟
_ ممم….
+ باشه
_ جدی ؟ عالیه
+ اوهوم
_ تو خاندان ما هر پسری که به سن من میرسه باید یکیو واسه خودش پیدا کنه معمولا هم دختر یکی از باند های دیگه مافیاست تا بتونن باهم همکاری کنن و یک شراکت بزرگ راه بندازن مثل پدر و مادر خودم ولی خب من هیچوقت نتونستم با دخترای پولداری که پدرشون عضو بزرگترین باند هاس کنار بیام چون اونا فقط از نظر مالی ثروتمندن از نظر اخلاقی و قیافه فقیر تر ازشون پیدا نمیشه
+ هوم ..
_ و خب پدرم خیلی رو من شناخت داره باید خیلی طبیعی بازی کنیم تا متوجه نشه .. خب پس ما یک سال و چهار ماه و بیست روزه که با همیم
+ یعنی پدرت انقدر دقیقه ؟ نیاز نیس صدم ثانیشم بگم ؟
_ از چیزی که فکر میکنی خیلی بیشتر در ضمن من شوخی نمیکنم بچه
+ خب باشه
_ الانم بیا بریم به بچه ها معرفیت کنم
+ بچه ها ؟
_ اعضای باند
+ این کار لازمه ؟ اخه قرار بود امروز پدر بزرگمو ببینم
_ فردا برو دیدنش باید با بچه ها اشنا شی
+ باشه ، فقط چند تا سوال دارم ازت
_ تو راه بپرس دیرمون شده
+ باشه ..
( ۱۰ دقیقه بعد )
محو خیابون ها شده بودم که هیونجین گفت :
_ سوالت چی بود ؟
+ پدرت کجا زندگی میکنه ؟
_ امریکا
+ اووو
_ به خدمتکارا گفتم اتاقمون رو اماده کنن
+ اتاقمون ؟
به کمک این زیبام : wisgoon.com/sanasana1313/
- ۸.۶k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط