قرار نیست بهت رحم کنم ملکه
قرار نیست بهت رحم کنم ملکه …
با اطمینان تمام وارد سالن شدی ، با اعتماد به نفس خاصی قدم ورمیداشتی و با چهره ای جدی روی سند رفتی و به دوربین هایی که بی وقفه عکس میگرفتن چشم دوختی ، بعد از گذشت دقیقه ای از روی سند پایین اومدی و باز هم با همون قدم های محکم به سمت میزت حرکت کردی ، روی صندلیت نشستی ..
نگاه های سنگینی رو روی خودت حس میکردی ، گردنت رو چرخوندی و نگاهت رو به میز کناری دادی ، با مینهویی مواجه شدی که الان چشماش کاسه خون بود ، کمی استرس گرفتی اما تموم تلاشت رو کردی تا تاثیری روی چهره بی نقصت نداشته باشه .. نگاهت رو ازش گرفتی و کمی از بطری اب رو به روت نوشیدی ..
چند ساعتی گذشت و مراسم تموم شد ..
از سالن خارج شدی و سوار ماشین مخصوصت شدی و به سمت خونت حرکت کردی ..
حدود چهل دقیقه بعد به خونت رسیدی و به کمک یکی از استف ها از ماشین خارج شدی و وارد خونه شدی .. همه جا تاریک بود ، خاستی چراغ رو روشن کنی اما چیزی مانعت شد و تورو به دیوار چسبود ، جیغ بلندی زدی و خواستی درخواست کمک کنی که فردی جلوی دهنت رو گرفت و گفت :
_ هیششش منم
_ ولی الان باید بیشتر از من بترسی تا دزد چون قرار نیست بهت رحم کنم ملکه .. امشب حسابی عصبیم کردی ، قراره بد جوری به فاک بری دقیقا همونجوری که با این لباس بدن نما و باز جلوی بقیه مردا خودنمایی کردی …
با اطمینان تمام وارد سالن شدی ، با اعتماد به نفس خاصی قدم ورمیداشتی و با چهره ای جدی روی سند رفتی و به دوربین هایی که بی وقفه عکس میگرفتن چشم دوختی ، بعد از گذشت دقیقه ای از روی سند پایین اومدی و باز هم با همون قدم های محکم به سمت میزت حرکت کردی ، روی صندلیت نشستی ..
نگاه های سنگینی رو روی خودت حس میکردی ، گردنت رو چرخوندی و نگاهت رو به میز کناری دادی ، با مینهویی مواجه شدی که الان چشماش کاسه خون بود ، کمی استرس گرفتی اما تموم تلاشت رو کردی تا تاثیری روی چهره بی نقصت نداشته باشه .. نگاهت رو ازش گرفتی و کمی از بطری اب رو به روت نوشیدی ..
چند ساعتی گذشت و مراسم تموم شد ..
از سالن خارج شدی و سوار ماشین مخصوصت شدی و به سمت خونت حرکت کردی ..
حدود چهل دقیقه بعد به خونت رسیدی و به کمک یکی از استف ها از ماشین خارج شدی و وارد خونه شدی .. همه جا تاریک بود ، خاستی چراغ رو روشن کنی اما چیزی مانعت شد و تورو به دیوار چسبود ، جیغ بلندی زدی و خواستی درخواست کمک کنی که فردی جلوی دهنت رو گرفت و گفت :
_ هیششش منم
_ ولی الان باید بیشتر از من بترسی تا دزد چون قرار نیست بهت رحم کنم ملکه .. امشب حسابی عصبیم کردی ، قراره بد جوری به فاک بری دقیقا همونجوری که با این لباس بدن نما و باز جلوی بقیه مردا خودنمایی کردی …
- ۱۳.۵k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط