{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر کوچولو p8

دختر کوچولو p8

حولش دادم م که از زیرش در برم و اتفاقا موفقم شدم اما...

اونقد قوی نبودم که بزنمش زمین برا همین فقط چند قدم رفت عقب
نیشخندی زد و گف
_تو بار داشتی باهام خوب خوشمیگذروندی! چی شد ؟!
جواب دادم
+اون...اون خ...خب فرق داشت
_میشه بپرسم چه فرقی؟
اوه نه ولش کن من کارمو میکنم😏
اومد سمتم و با دستای بزرگش دستای کوچیکمو بالای سرم تو هم قفل کرد و آروم نزدیک دیوارم کرد
من همینطور داشتم نگاش میکردم و حرفی نمیزدم
نیشخندی زد و گف
_دیدی خوشت میاد!
ولم کردو رف سمت در رو دستگیره ی درو گرفت و قبل از این که بره گف
_حالاحالا ها اینجایی پس عادت کن
تا خواستم حرفی بزنم درو باز کرد و رفت طبقه پایین و درو بست...

باخودم گفتم عجب دیوونه ایه ورفتم سمت تخت و خودمو انداختم روتخت و چیزی نگذشت که چشام گرم شدو بعدش خوابم برد
چند ساعت گذشت و چشامو باز کردم

هوا هنوز تاریک بود اما دست گرمی دور کمرم حلقه بود
از دست رگیش فهمیدم جیمینه
برگشتم سمتش که دیدم مثل جوجه اردک زشتتت خوابیده

خسته بودم برا همین اهمیت ندادمو برگشتم سمتش و سرمو کردم بین بالشت و گردن جیمین و خنده ی ریزی از جیمین احساس کردم ولی انقد خوابم میومد که محل نذاشتم و خوابیدم...

ادامه دارد...

جوجو اردکا چطورید؟؟
دوستون دارم باییی🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀💋🎀💋
دیدگاه ها (۳)

دختر کوچولو p9صبح بیدار شدم دیدم بغل جوجه اردک زشتم ...سریع ...

بچه ها من اصلا تو اوضاع خوبی نیستم ک بخوام پست بزارم لطفا من...

دختر کوچولو p7چیزی در جوابش نگفتم و در اتاقو باز کردم و اندا...

سلام بچها چطوریددددد؟؟ببخشید دیشب شرایط نداشتم پارت بزارم ول...

وقتی به پارتی میرین ولی....دست کوک دور شونم حلقه شد برگشتم س...

وقتی حامله ای ویار میکنی ولی خونه نبود....سمتش رفتم و دستام ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁴⁶انگار تهیونگ هم از علاقه جیان به جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط